تبلیغات
خانواده خوشبخت - عوامل اختلافات خانوادگی
خانواده خوشبخت
اساس زندگی خانوادگی را بر مهربانی و گذشت وصمیمیت و خدمت قرار دهید.

سلام بازدید كنندگان عزیز از اینكه به وبلاگ من سرزدید بسیار خوشحالم امیدوارم با مطالعه مطالب این وبلاگ اوقات خوبی داشته باشید .

مدیر وبلاگ : محمد احمدی

عوامل اختلافات خانوادگی

چهارشنبه 10 فروردین 1390  ساعت: 08:29 ب.ظ

نوع مطلب :مطالب متفرقه ،

نظرات() 

عوامل اختلافات خانوادگی

ازدواج اجباری: یکی از علل اختلافات خانوادگی و شاید از مهمترین آن، ازدواج های اجباری مخصوصا بی توجهی به رضایت دختر باشد. این امر در جوامع سنتی و عشیره ای بیش از دیگر جوامع مشهود است. قطعا دختر و پسری که بدون رضایت پدر و مادر و به زور به عقد یک دیگر در آمده باشند، ازدواجشان فرجام خوشی نخواهد داشت. زیرا عدم تفاهم از همان ابتدای ازدواج مانع خوشبختی شده و به زور نیز به شدت تنفر و انزجارشان نسبت به یک دیگر افزوده می شود.

 ازدواج اجباری در جامعه پدر سالاری قریش و کلا عرب آن روز بسیار متداول بود، به گونه ای که کمتر دختری جرات می کرد با رای پدر و اولیای خویش مخالفت کند و یا بدون اجازه آن ها برای ازدواج با فرد مورد علاقه خویش اظهار تمایل نماید. اغلب دختران علی رغم میل باطنی با فرد پیشنهادی اولیای خویش ازدواج می کردند و آن را بخشی از سرنوشت و تقدیر تاریخ خویش می دانستند.

اما رسول اکرم صلی الله علیه وسلم با این رسم جاهلی به شدت مبارزه کرده و بارها ازدواج های اجباری را بر هم زدند و والدین را متقاعد ساختند که دختر و پسر باید با عشق و علاقه قلبی ازدواج نمایند نه فقط به خاطر رضایت اولیا. البته در این جا لازم است به این نکته اشاره کنیم که تنها عشق و تفاهم برای ایجاد زندگی سعادتمند کافی نیست و در کنار آن باید به تناسب نیز توجه شود. دختر و پسر باید از نظر سن، دیانت، فرهنگ و اخلاق با هم تناسب داشته و هم شان یک دیگر (کفو) باشند زیرا در این صورت بهتر هم دیگر را درک کرده و زندگی خوش گوارتری خواهند داشت. تفاوت های دینی، مالی و فرهنگی اغلب موجب توهین و تحقیر یک دیگر شده و زندگی زناشویی را تلخ می نمایند، هم چنین عدم تناسب سنین باعث عدم درک متقابل و سردی روابط می­گردد.

دخالت اطرافیان: دخالت های اطرافیان مخصوصا خانواده ها یکی از مشکلات زوج های جوان در اوایل زندگی مشترک است. در جوامع سنتی این امر به یک معضل جدی برای خانواده ها تبدیل شده و همواره حوادث تلخی هم چون خودکشی، قتل و طلاق را موجب می گردد. متاسفانه در این جوامع گاهی زوج های جوان بدون کوچک ترین اختلافی صرفا به خاطر جلب اطرافیان و بزرگان فامیل ناچارند از هم جدا شوند و در واقع زندگی آن ها عرصه انتقام گیری و اشباع حس غرور بزرگترها می شود. در حالی که این عمل نه تنها مشکلی را حل نمی نماید بلکه مشکلات لاینحل دیگری نیز به آن اضافه می کند.

نوع دیگری از دخالت، دخالت انسان های منحرفی است که برای رسیدن به مقاصد شوم و غیراخلاقی خویش با ایجاد سوظن و فتنه جویی موجب بدبینی زوجین از یک دیگر شده، موجبات جدایی آن ها را فراهم می آورند و برای این کار حتی به اعمال زشت و پستی هم چون جادو و غیره نیز متوسل می شوند. چنین افرادی طبق فرموده قرآن مجید هیچ بهره ای در آخرت ندارند و کاملا افتخار همکاری با شیطان را دارا می باشند. «فتعلمون منها مایفرقون به بین المرء و زوجه و ما هم بضارین من احد الا باذن الله و لقد علموا لمن اشتره ما له فی الاخره من خلاق»

از ایشان چیزهایی آموختند (و در راهی از آن استفاده کردند) که با آن میان مرد و همسرش جدایی افکندند و حال آن که با چنین جادویی نمی توانند به کسی زیان برسانند مگر این که با اجازه و خواست خدا باشد و آنان قسمت هایی را فرا می گرفتند که برایشان (از لحاظ دنیا و آخرت) زیان داشت و بدیشان سودی نمی رساند و مسلما نمی دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، بهره ای در آخرت نخواهد داشت.

عدم توجه به معنویت و دیانت: یکی از عوامل تفرقه و درگیری های خانوادگی ضعف معنویت و دیانت است. این امر موجب خودخواهی، خودمحوری و بی توجهی نسبت به وظایف زناشویی و حقوق دیگران می گردد. در این صورت فرد صرفا به منافع فردی خویش توجه داشته و نتایج و فواید اعمالش را در زندگی دنیوی خویش دنبال می کند و دلیلی نمی بیند که کاری را که ظاهرا نفعی ندارد صرفا در جهت خدمت به دیگران و نجات زندگی خانوادگی انجام دهد. قطعا دیانت هر کدام از زوجین ضمن این که زندگی را برای همسرش شیرین و لذت بخش می کند باعث گرمی و صمیمت روابط زناشویی نیز می گردد. شوهر دیندار سعادت خویش را در گرو سعادت خانواده خویش می داند و برآوردن نیازهای خانواده را از اهم واجبات خویش به حساب آورده، در جهت تحقق آن تلاش می کند. هم چنین زن متدین، حفاظت از اموال و آبروی شوهرش را از واجبات دینی خویش به حساب آورده هم واره با شوهرش صادقه برخورد می کند و عقایدش هرگز این اجازه را به او نمی دهد که به شوهرش خیانت کند.

توقعات زیاد و ناسپاسی: یکی از عواملی که باعث بروز اختلاف در خانواده می گردد توقعاتی است که اعضای خانواده از یک دیگر دارند، در حالی که بسیاری از این توقعات برآورده نمی شوند و مشکل عمده این جاست که همه به توقعاتی که از دیگران دارند توجه می کنند نه به توقعات و انتظاراتی که دیگران از آن ها دارند.

انسان ها همواره خوبی هایی را که در حق دیگران کرده اند به یاد دارند و از این که در مقابل آن خوبی ها پاسخی دریافت نمی کنند ناراحت شده و از بی نمک بودن دست خویش گلایه دارند، اما در مورد کوتاهی های خود و خوبی های دیگران چنان حضور ذهن ندارند. وقتی در یک خانواده همه اعضای آن با چنین نگرشی اعمال هم دیگر را مورد ارزیابی قرار دهند طبیعی است که همواره در میانشان ناراحتی و گلایه خواهد بود.

راه از بین بردن این گلایه ها کم کردن توقعات است. انسان باید توقعات و انتظاراتش را از انسان ها بریده و به خالق خویش وابسته نماید و از کسی انتظار نداشته باشد که خوبی ها و نیکی های او را جبران کند.

نیکی را باید همواره به خاطر خود نیکی و اجر و ثوابی که دارد انجام داد نه با انتظار جبران آن، در این صورت است که شخص از نیکی کردن به دیگران لذت می برد و البته زندگی بسیار لذت بخش تری نیز در قیامت در انتظار او خواهد بود و همین توجه به ثواب اخروی زندگی دنیوی را نیز شیرین و باطراوت می کند. این حقیقت را هم باید پذیرفت که فراموش کردن احسانات دیگران و ناسپاسی برای بشر امری کاملا طبیعی است و همیشه انتظار سپاسگزاری از آن انتظار بی حاصل خواهد بود.

عده ای از والدین همواره از ناسپاسی فرزندانشان گلایه دارند، البته حق هم دارند، زیرا پدر و مادر نه تنها به عنوان سرپرست و بزرگ خانه بلکه به عنوان کسانی که بزرگ ترین حق را بر انسان دارند شایسته تکریم و اطاعت هستند و اطاعت از آن ها از عبادات مهم محسوب می گردد. قران مجید نیکی به والدین را پس از ایمان به خدا بزرگترین عمل صالح قرار داده است و جوانی و سعادت خویش را مدیون والدین خویش هستند و والدین حق دارند در پاسخ این همه ایثار و احسان انتظار سپاسگزاری و حق شناسی داشته باشند. البته این امر به تربیت فرزندان بستگی دارد، اگر والدین می خواهند فرزندانی حق شناس و سپاسگزار داشته باشند باید آن ها را همان گونه تربیت نمایند زیرا حق شناسی میوه پرورش صحیح است و نمی توان آن را در میان افراد تربیت نیافته پیدا کرد و البته وهله اول لازم است که والدین خود حق شناس باشند، زیرا اگر فرزندان مشاهده کنند که والدینشان نسبت به دیگران حق شناس و سپاسگزار نیستند، به خوبی این عادت را از آن ها تقلید کرده و در مورد خودشان عملی می سازند.

اختلاف سلیقه: یکی از مواردی که بعضا زندگی مشترک را با مشکل مواجه می کند، اختلاف سلیقه است وجود اختلاف سلیقه در میان دو فرد امری طبیعی و مسلم است. مخصوصا اگر دو فرد از نظر فرهنگی و مالی تفاوت هایی با هم داشته باشند. گاهی مسایلی مانند نسبت، ثروت و سواد بهانه هایی می شوند برای اثبات برتری و تحقیر یک دیگر، در دین اسلام برای جلوگیری از مشکلاتی که از این بابت ممکن است در راه زندگی مشترک قرار گیرند توصیه شده که زوجین از نظر فرهنگ، نسب و مخصوصا دیانت تناسب داشته باشند اما با این حال در زندگی شهری امروز تفاوت های نسبی، فرهنگی و مالی امری اجتناب ناپذیر است پس نباید این تفاوت ها را بهانه ای برای تلخ کردن زندگی مشترک قرار داد و باید پذیرفت که زن و مرد با تمام این تفاوت ها و نابرابری ها در حقیقت از یک سرچشمه و نژاد هستند. قرآن مجید این حقیقت را آشکارا اعلام داشته است: «یا ایها الناس التقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نسا» ای مردمان از (خشم) پروردگارتان بپرهیزید. پروردگاری که شما را از یک انسان بیافرید و (سپس) همسرش را از نوع او آفرید، و از آن دو نفر مردان و زنان فراوانی (بر روی زمین) منتشر ساخت.



نوشته شده توسط:محمد احمدی

ویرایش:--

jeffrey3farrell75.soup.io
چهارشنبه 3 خرداد 1396 02:23 ق.ظ
Hello, after reading this remarkable post i am as well glad to share my experience here with friends.
فاطمه
جمعه 26 آبان 1391 04:42 ب.ظ
به نظر من شما به نکات مهمی اشاره کرده بودید و من کاملا جواب سوالم را گرفتم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو