تبلیغات
خانواده خوشبخت - سیمای محمد صلى الله علیه وسلم از سه زاویه در قرآن
خانواده خوشبخت
اساس زندگی خانوادگی را بر مهربانی و گذشت وصمیمیت و خدمت قرار دهید.

سلام بازدید كنندگان عزیز از اینكه به وبلاگ من سرزدید بسیار خوشحالم امیدوارم با مطالعه مطالب این وبلاگ اوقات خوبی داشته باشید .

مدیر وبلاگ : محمد احمدی

سیمای محمد صلى الله علیه وسلم از سه زاویه در قرآن

جمعه 5 فروردین 1390  ساعت: 12:00 ب.ظ

نوع مطلب :روایت هاو حکایت ها ،

نظرات() 

 

سیمای محمد صلى الله علیه وسلم از سه زاویه در قرآن

                                                                    

1- محمد صلى الله علیه وسلم بشری است به مانند شما

2- سیمای ساعی وتلاشگر محمد صلى الله علیه وسلم

3- زن در سیمای قرآنی محمد صلى الله علیه وسلم

 نویسنده: عبدالرحیم فرامرزی 

مقدمه:

 سخن از محمد صلی الله علیه وسلم و سیمای قرآنی او كاری است نه

 چندان سهل و آسان، اگر بخواهیم چهره ی زیبای اورا در قرآن، آن هم

 در مقام اسوه والگو به تابلو بكشیم، اولاً ظرفیت یك مقاله بسیار كمتر

 از آن  است كه بتوان همچون مبحثی را جامع و كامل در خود بگنجاند،

  و از طرف دیگر با كمی تسامح و تساهل می توان گفت محمد همان

  قرآن است اما بصورت عملی و زنده، پس برای به تصویر كشیدن

   او باید همه ی قرآن را شرح و تفسیر نمود و این ممكن نیست .

   در این مقاله نویسنده برآن است چند نیم رخ از سیمای زیبای محمد،

   كه هم برای خودش دارای اهمیت و هم در این عصر باید به آنها

    پرداخته شود، انشاء الله به تصویر بكشد .

  اما قبل از پرداختن به یكایك نیم رخ ها لازم است كه محمد را دریك نگاه معرفی كنیم. قرآن در سوره ی قلم آیه ی 4 خطاب به پیامبر می فرماید ((وإنك لعلی خلق عظیم )) به راستی تو دارای خلق و خوی عظیمی هستی .  خداوند كاردان و حكیم، بدون داشتن مقدمات و ظرفیت های وجودی  از یك طرف، و تلاش و جدیت و عمل به فرامین، به صورت اختیاری از طرف دیگر هیچ زمان كسی را مفتخر و ملبس به خلعت خلق عظیم نمی گرداند.

      اگر بنا براین است كه اخلاق مفهومی است جامع، و شامل همه ی رفتار و كردار یك انسان و قرآن هم همین معنا را مقصود گرفته به یقین باید اعتراف نمود كه هیچ دانشمند ادیبی و هیچ قلمی قادر نخواهد بود سیمای محمد را این چنین زیبا و كامل در یك كلام به تصویر بكشد و صد البته كه تمام تعریف ها و توصیف ها در برابر تعریف خداوند از او رنگ می بازند . اگر بخواهیم خلق عظیم را در قالب مصداق های عینی تر و كوچكتر ببینیم باید با فریاد رسا و افتخار آمیز خطاب به بشریت بگوییم كه او گشاده رو و خوش خلق ، نرم خو و مهربان ، متبسم و خنده رو ، بدور از انتقام گیری شخصی ، آسان گیر و بدور از گناه ، بخشنده و بزرگوار ، شجاع  صبور  باوقار با حیاء ، رو راست چنانكه از كاری كراهت داشت در چهره اش نمایان ، برخلاف میلش باكسی و چیزی روبرو نمی شد ، مثال زدنی در عدل و عفت و صداقت و امانت و تواضع ، وفا كننده به عهد ، به جای آورنده ی صله ی رحم ، دلسوز برای همه ، گریان برای نجات بشر یت ، بدور از فحش و ناسزاگویی ، همنشین فقرا و مساكین و در ماندگان ،‌ اجابت كننده دعوت بندگان و بردگان و همسان نمودن خود با آنها در خوردن و پوشیدن ، پاسخ دهندة نیكی دیگران ، سرزنش ننمودن خدمت گزار حتی أفّ نگفتن به او ، حاكم و رئیس و سیاستمدار و اقتصاد دان و مصلح اجتماعی و عابد و ذاكر به مفهوم تام و تمام كلمه ، معلم مدرسه صحابه ، پدر خانواده ، تلاشگر و خستگی ناپذیر ، وصل كننده دنیا  به آخرت ، متنفر از انزوا و رهبانیـّت ، حاضر در بطن و متن جامعه، شوریده بر ظلم، ستاننده حق مظلوم ، واگذار كننده كار به كاردان، و دهنده حق به هر كس بر اساس استحقاق او  و ...  .

    لازم است كه متذكر شوم در هر نیم رخ از سیمای جامع و زیبای قرآنی محمد یك نیم نگاهی هم به سیمای تحریف شده او در حد این مقاله انداخته شده است تا بنا به مصداق قاعده « تعــرف الأشیـاء بأضدادهـا »‌ چهره حقیقی آن حضرت بهتر و واضحتر رخ بنماید، ثانیاً عمق خسارتهای وارده بر امت و بشریت را با رواج چهره تحریف شده، آشكاراتر دریافته باشیم .

1. نیم رخ اول از چهره زیبای محمد :

 « محمد بشری است به مانند شما » قرآن كریم در آیه 110 سوره كهف می فرماید : (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ یَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً)

ای پیامبر به مردم بگو من تنها بشری هستم مثل شما و از جنس شما، بر من وحی نازل می شود این است و جز این نیست كه اله و معبود شما یكی است پس هر كس به ملاقات پروردگارش امید دارد باید خود عمل صالح انجام دهد و در عبادت و بندگی هیچ كس را شریك او نگرداند . بحقیقت محمد انسان است و در آفرینش خود ابتدا و انتهایی داشته دارای جسم برآمده از خاك و نفخه ی روحانی بوده، دارنده استعدادهایی كه می تواند با اختیار خود   آنها را به فعل تبدیل و به تدریج به كمال برسد و مقام حقیقی و انسانی خود را به دست آورد و یا جانب جسم را گرفته و با فراموشی جنبه روحانی و انسانی از كمال حقیقی دور بماند، او انسان بود ازدواج كرد ، غذا می خورد ، می خوابید ،‌خوشحال و غمگین می شد ، می اندیشید و یاد می گرفت خانواده را اداره می كرد ، فرقش با دیگران در این بود كه به او وحی می شد . قرآن در این آیه برای ارائه تصویر خدایی و حقیقی از او به عنوان بشر از ادات حصر إنما یعنی فقط و فقط استفاده می كند و تنها وجه تمایز او را با دیگر انسانها در رسول و پیامبر بودن می داند. كسی كه بر اساس حكمت بالغه ی خداوند و ظرفیت خدادادی، قلب او مهبط و منزل وحی گردید تا او پیام رسان و ابلاغ كننده آخرین برهان و حجت خداوند بر بشریت باشد. آیه می خواهد بگوید : ( ای انسانها محمد بشر است و برای این او را برگزیدم كه پیام من را بدون كم و كاست به شما ابلاغ كند ) در آیات دیگرِ قرآن تصویر زیبای او را می بینیم كه خدایش او را مورد خطاب قرار داده كه ای محمد اگر در ابلاغ رسالت كوچكترین كوتاهی و دخل و تصرفی داشته باشی هیچ عذری را نخواهم پذیرفت و در كمترین زمان هلاك خواهی شد، پس هدف از بعثت تو این است دستورات من كاملاً به مردم رسانده شود نه چیز دیگر .

    محمد انسان است و با عمل به آنچه كه بر او نازل شد چنان تصویری از خود به یادگار گذاشت كه بی نظیر ، مثال زدنی ، اعجاب برانگیز ، و تماماً معجزه وار تا روز قیامت سرآمد ، الگو و اسوة انسان تشنه حقیقت گردید .

   آیه در ارائه تصویر قرآنی از او می خواهد به ابناء بشر بگوید كه او جز از طریق وحی غیب نمی داند متصرف در اكوان نیست بردارنده بارگناه دیگران و ماحی ذنوب و ناظر بر اعمال دیگران نخواهد بود، چرا كه او بشر است جالب این جاست كه اعجازِ رفتار و كردار رسول اكرم در همین بشر بودن اوست در غیر اینصورت این همه تحسینها و درودها سزاورش نبود، زیرا ملك كمال وجودی خویش را به یكباره از خالقش دریافت نموده و اگر او فرشته بود كمال وجودی خویش را بدون طی طریق همراه داشت. اما او انسان است كه با نیروی اختیار خود و تلاش و جدیتِ خستگی ناپذیر در ساختن خود به مقام والا از انسانیت رسید .

او در سیمای تحریف شده ظاهراً بی ابتدا و دارای دو وجود یكی وجود حقیقی و مثالی بنام حقیقت محمدیه و دیگری وجود دنیوی و ظاهری كه گویا قبل از آدم و همه ی موجودات بوده و حتی آدم هنگام ارتكاب آن گناه، حقیقت محمدیه را دیده و به فریادش طلبید كه ای الله بخاطر این محمد صلى الله علیه وسلم مرا ببخش .

این حقیقت زمانی كه نمود و ظهور پیدا كرد و به جسم تعلق گرفت، همان محمد متولد در مكه و رسول و پیامبر است . او در سیمای انحرافی خود زمانی كه از بدن خارج می شود باز از عالم مثل با افراد خاصی تحت عناوین قطب و اولیا در ارتباط است و افاضه ی فیض می نماید .

     در اینجا باید سؤال نمود آیا این چهره ی تحریف شده، برگرفته از همان خیالبافی های افلاطون یونانی نیست كه از دوران ترجمه به بعد وارد فكر و فرهنگ اسلامی گردید، چون او معتقد بود انسانها قبل از آمدن به عالم ماده در عالم مثل وجود داشته همه چیز را دیده و یاد گرفته اند ولی حجاب تن بعد از تعلق وجود مثالی آن معلومات را از یاد او برده و آنچه كه در دنیا ما آن را علم و یادگیری می نامیم یادآوری تدریجی معلومات عالم مثال است .

سؤال دوم اینكه كدام آیه و حدیث قرآن پسند این چهره را از پیامبر ارائه می دهند. اصلاً آن حقیقت محمدیه در مقام آفرینش نسبت به خداوند حادث است یا قدیم اگر حادث است از چه نوع حدوثی است ؟ او در چهره ی ویران شده اش موجودی است نورانی ، مثالی و ملكوتی كه باید تنها در فراخنای ضمیر با او نجوا كنی و شكل و شمایل او را مجسم و غرق در عشق و زیبایی های او سر از پا نشناسی و حتی هنگام ذكر نام او موی بر بدن راست و لرزه بر اندام افتد. درحالیكه قرآن به ما یاد می دهد «إن كنتم تحبون الله فاتبعونی یحببكم الله »  محبت محمد صلى الله علیه وسلم یعنی پیروی و تبعیت از او در همه ی جوانب زندگی و آن هم یعنی عمل به قرآن با استفاده از تصویر حقیقی او . اما آن مرید مراد گم كرده از یاد برده است كه قرآن به مؤمنان می گوید به هنگام ذكر ویاد خدا قلبها باید بلرزند، بله در سیمای ویران شده ی محمد، مخلوق به جای خالق قرار گرفته شده و اگر در شبانه روز هزار بار اسماء و صفات زیبای الله ذكر گردد در قلب مریدان آن چهره ی تحریف شده خبری از «وجلت قلوبهم » قرآنی نیست . چه خسارتهایی كه با به وجودآمدن و رواج آن چهره ی انحرافی از محمد متحمل شدیم! چه بسیار نیرنگ باز و دین به دنیا فروشانی كه با استفاده از همچون چهره ای و ادعای تقدس و پاكی و ارتباط با آن حقیقت مثالی مردمان ساده لوح وكم اطلاع اما دین دوست را فریفته و استثمار و استحمار نمودند! و به آنان تلقین كردند كه با او در ارتباطیم پیام شما را به او می رسانیم و از طرف او شفیع گناهان روز قیامت شما هستیم وا أسفا !

2- سیمای ساعی وتلاشگر محمد صلى الله علیه وسلم

نیم رخ دوم از سیمای زیبایمحمد صلی الله علیه وسلم را با آیات 38 تا 40 سوره ی نجم آغاز می كنیم كه می فرماید{ أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَى- وأن لیس للإنسان إلا ما سعى } وآن اینكه هیچ كس بردارنده ی بار گناه دیگری نیست و جز سعی و تلاش انسان برای او چیزی و جود ندارد و به حقیقت نتیجه ی سعی و تلاش او دیده خواهد شد . محمد محمد صلى الله علیه وسلم كه تابلوی تمام نمای آیات قرآنی است در این سه آیه چه نیم رخی را از آن چهره ی كامل و زیبای خود را به ما می نمایاند؟ تا بشریت آنرا نصب العین خود قرار داده، با فهم درست از آن بتواند چهره ی قرآنی محمد صلى الله علیه وسلم را آنچنان كه خداوند خواسته است ببیند . آن صورت حقیقی او در این آیات به ما یاد می دهد كه او و هر انسان دیگر در هردو سرا در گرو اعمال خود بوده، محمد در چهره ی حقیقی خود در این آیات كلِّ بر مولای خود و سربار نیست و تنبل و منتظر تغییرات و تحولاتی كه او را به همراه خود ببرند نمی نشیند به امید انبیا و نیك مردان گذشته در عمل به وظیفه اش سستی و كوتاهی نمی كند. او خوب می داند كه مثقال ذره ای از خیر و شرِ اعمال در روز شمار به حساب خواهد آمد. محمد صلى الله علیه وسلم تصویر كامل و جامع آیه ی « الا تـزر وازرة وزر أخرى » است و زیبا آن را درك نموده ،  بهمین خاطر هیچوقت محمد صلى الله علیه وسلم را نمی بینی كه عمل و فعالیت خود را تعطیل كند به این گمان كه نوح و ابراهیم و موسی و عیسی را دارم پس باكی نیست. حاشا كه او را در سیمای حقیقی اش آنچنان كوشا و فعال می بینیم كه شبانه روز در تلاش وكوشش است. كدام پیامبر و یا انسان را سراغ داریم كه در عبادت ، ذكر و دعا ، گریه و شب زنده داری و تلاوت قرآن بتواند بر او سبقت بگیرد؟ اگر محمد صلى الله علیه وسلم می دانست كه جز با ایمان و عمل صالح راه دیگری برای نجات هست پس این همه نماز و روزه و جهاد و پیكار یا در یك كلام بگوییم این همه تلاش خستگی ناپذیر در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی برای چه بود ؟  جهاد در اسلام اوج ایمان و عمل صالح یك فرد به حساب می آید. آیا این محمد صلى الله علیه وسلم نیست كه در تمام غزوات در صف مقدم و در گرماگرم نبرد پناه اصحاب و یاران خود است  ؟ پس ایمان و عمل صالح چیست ؟ تمام تلاش های او برای ابلاغ  رسالت و اجرای احكام در حوزه ی شخصی چیزی نیست مگر اینكه او خوب فهمیده بود كه نجات تنها در سایه ی ایمان و عمل میسر است . البته همه می دانیم كه محمد حیات انسان را در زیر سایه ی ایمان تماماً برای او عبادت و عمل صالح دانسته. چه زیباست سیمای تلاش گر و خستگی ناپذیرش حتی در حال احتضار و سفر به سرای باقی و ملاقات پروردگار می فرماید : ای یاران من اگر یكی از شما نهالی در دست دارد و احساس می كند چند لحظه بعد قیامت برپا می شود باز آن را بكارد  تا اجر دریافت كند . سیره نویسان می گویند این آخرین توصیه ی او به یارانش بوده است . الله اكبـر ! او به پیروان خود تا قیامت یاد داد كه در سیمای قرآنی محمد دنیا وآخرت نه تنها از هم جدا نبوده بلكه دنیا ابتدای سیر وحركت وآخرت پایان آن ورسیدن به سعادت ابدی ، جز در سایه ی آبادانی دنیا ممكن نیست و جسم و روح و ماده و معنا نه در برابر هم، بلكه مكمل و لازم و ملزوم هم اند و این پرورش قرآنی است كه سیمای خستگی ناپذیر از او ساخت و به بشر تشنه ی حقیقت یاد داد: ای انسان تو خود مسؤلی و باید دنیا را بسازی كه ساختن دنیا و آباد نمودن آن بخشی از ساختن خود می باشد، تا تصویر واقعی از یك مؤمن عامل و مسؤل بدست داده باشی و آنگاه  امید نجات و رستگاری را در سر بپرورانی .

    تا محمد صلى الله علیه وسلم با این سیمای حقیقی و قرآنی در میان مسلمانان حضور داشت در مدت زمان بسیار كم توانستند چنان دنیای آباد و انسان آزاد و یا به تعبیر دیگر چنان تمدنی بنا نهند كه دوست و دشمن آثار و منافع آن را برای بشربت بسیار مبارك و میمون دانسته و از ارائه ی چنان الگویی در آن مدت زمان  قلیل، انگشت تعجب به دندان گزیده و ار تحلیل آن درماندند . پس این سیمای قرآنی به مؤمن متأسی به آن یاد می دهد لحظه ای آرام ننشین و به امیـــــد دیگران منتظر نمان كه جز به وسیله ی ایمان و عمل صالح راه دیگری برای نجات در این دنیا و آن سرا وجود ندارد .

    اما افسوس كه این سیمای قرآنی انسان ساز و تمدن ساز خیلی دوام نیاورد و جای خود را به چهره ی تحریف شده ی آن داد. محمد صلى الله علیه وسلم در این چهره و سیما، مردی است بریده از دنیا ، گوشه گیر سربار و كلِّ مولای خود ، دنیا و دولت را به قیصر سپرده و در گوشه مسجد و خانقایی عزلت گزیده و در صدد خلاص و رهایی از دنیای دنی است. دنیا و زیبایی های آن را از آن كافران و بلای جان مؤمنان می داند و در تلاش و كوشش صوفیانه ی خود در ارتباط با خدا آنچنان خود را ضعیف و نا چیز دیده كه حتی برای رازو نیاز و صحبت كردن و طلب استعانت از او حتماً باید واسطه و وسیله ای بیابد حال آن وسیله ابراهیم ، نوح ، موسی یا عیسی یا هر ولی كه به گمان او به الله نزدیكتر است. و فریادش را به او می رساند مگر می شود بدون واسطه و شفیع به دربار شاه رفت ابداً ! چون او در این سیما خدا را از قبیل پادشاهان دنیا شناخته كه جز به این شیوه حضور در بارگاه او ممكن نیست. درحالیكه محمد صلى الله علیه وسلم در سیمای قرآنی خود به پیروان موحدش یاد داده است كه الله به آنان می فرماید « أدعونی أستجب لكم » بی واسطه و مستقیم من را بخوانید تا اجابت كنم . سیمای تحریف شده در زندگی دنیا عزیز نیست، ید علیا نیست بلكه ید سفلی وابسته و بی تحرك و خانه نشین و ذلیل و شكست خورده است حكومت ابوجهل ها و ابولهب ها را می پذیرد تنها به این امید كه به او اجازه دهند در گوشه ی مسجد و یا خانقای منتظر لقمه نانی مشغول ذكر و دعا برای نجات خود از دنیا و پلیدی های او باشد.و در صدد ایجاد عدالت و ساختن انسانهای عدالت پرور نیست بلكه وارد شدن به میدان اجتماع ، سیاست و حكمرانی را نوعی سیاست بازی دانسته و سیاست هم كار شیطان و نیرنگ و  فریب . نهایتاً زندگی كردن در زیر یوغ ستمگران و ظالمان همچون هیتلر و استالین و بوش را مشروع می داند و مردم بیچاره را هم به دست سرنوشت و تقدیر محتوم ، آنچنان كه او فهمیده است می سپارد . در پایان باید اذعان نمود كه رواج این سیما از دین در میان مسلمانان حاصلی جز داشتن دنیای ویران و دین مشوه را در بر نداشت. و به تبع آن خواری و ذلت و زبونی به وجود آورد كه یك ملیارد و نیم مسلمان شناسنامه ای در برابر 5 میلیون یهودی، چنان سیمایی را از خود به نمایش گذاشتند كه هر آزاده ای از دیدن آن شرمنده و خجلت زده است .

3- نیم رخ سوم : (زن در سیمای قرآنی محمد صلى الله علیه وسلم )

قرآن در آیه اول سوره نساء می فرماید :

 یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَتَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً (1)

   ای مردمان از پروردگارتان بپرهیزید ، پروردگاری كه شما را از یك انسان بیافرید و همسرش را از نوع او آفرید و از آن دو مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. از خدایی پروا داشته باشید كه همدیگر را به او سوگند می دهید و بپرهیزید از اینكه پیوند خویشاوندی را گسیخته دارید زیرا بی گمان خداوند مراقب شماست .

     مهمترین پیام آیه این است كه تمام شما انسانها چه زن و چه مرد در آفرینش از یك ماده آفریده شده اید. ای رسول گرامی در ارائه سیمای قرآنی از خود در مقام الگو و اسوه، مردمان باید از تو یاد بگیرند كه زن و مرد از نظر انسانیت و حقوق انسانی و تساوی در آن حقوق هیچ فضل و برتری نسبت به همدیگر ندارند. زن در این چهره قرآنی محمد صلى الله علیه وسلم، انسان و شهروند درجه دوم نیست از ماده پست و زبون خلق نگردیده او انسان است و مادر و مدرسه و پرورشگاه و انبیا پرور و خالق مهربانی ، عاطفه ، عشق ، ایثار و گذشت است . زن در چهره راستین محمد صلى الله علیه وسلم به جای رسیده است كه به مانند مادر موسای نبی مورد خطاب و وحی الهی قرار می گیرد و یا به مانند مریم مادر عیسای پیامبر، خداوند مستقیماً و بی واسطه معلم او شده آنجا كه در قرآن می فرماید : فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتاً حسناً . خداوند مریم را به طرز نیكویی پذیرفت و به شیوه ای شایسته ای نهال وجود او را رویانید یعنی پرورش داد.( سوره آل عمران قسمتی از آیه 37) این است جایگاه قرآنی زن در سیمای زیبای محمد صلى الله علیه وسلم كه در آن خداوند خود پرورش یك زن غیر پیغمبر را بر عهده می گیرد . چه پرورشی و چه نظارتی ! تا آنجا كه پیامبر زمانش وقتی به محراب عبادت مریم وارد می شود و با مشاهده آن همه توجهات و الطاف خداوندی بی مقدمه از او می پرسد : أنّى لكِ هذا  اینها از كجا برایت آمده است؟ مریم با صراحت و افتخار جواب می دهد كه هو من عندالله از نزد خداوند گو اینكه می خواهد به زكریا بگوید ای پیامبر متكفل بر من، این درسی است برای ابدیت كه : (من عمل صالحاً من ذكر أو انثی و هو مؤمنٌ فلنحیینه حیاة طیبة ) نحل 97 هر كس از زن و مرد كار شایسته انجام دهد و مؤمن باشد در دنیا زندگی پاك و خوشایندی به او می بخشیم و در آخرت پاداش آنان را بر طبق بهترین كارهایشان خواهیم داد. و آسیه در اوج ایمان و زیر ستم و عذاب فرعون فریاد بر می آورد ( رب ابن لی عندك بیتاً فی الجنة )‌ گفت پروردگارا برای من در بهشت در جوار خودت خانه ای بنا كن. آسیه زن بود در كمال رفاه و آسایش مادی می زیست. اما با درك حقایق حیات به آنجا رسید كه یگانه آمال و آرزوی او داشتن بنایی در قرب و جوار الهی باشد. بیان این چند نمونه ی قرآنی از زن برای اثبات این واقعیت بود كه قرآن به پیامبر یاد داده است اگر می خواهد در سیمای عملی خود تصویری واقعی از زن ارائه دهد این است حقیقت و جایگاه قرآنی زن تا دیگران از آن عبرت گرفته و الگو بپذیرند. این چنیین پرورش خدایی است كه محمد صلى الله علیه وسلم با داشتن چندین زن در برخورد با آنان آنچنان سیمای از خود به تصویر كشید كه به اعتراف دوست و دشمن هیچ یك از آنان نسبت به رفتار و برخورد او كمترین اعتراض و اشكالی نداشتند. آیا این معجزه نیست چه زیباست سخن كورت فریشلر مستشرق آلمانی در كتاب (حضرت ) عایشة محبوب (حضرت) محمد صلى الله علیه وسلم از زبان سودة بنت زمعة ام المؤمنین می گوید: تمام زنان دیگر می دانستند كه او عائشة را از همه آنان بیشتر دوست دارد ولی چون در عمل، حق هر یك از آنان را ادا می نمود هیچ كدام نمی توانستند ذره ای بر او خرده بگیرند. این محمد صلى الله علیه وسلم است كه به پاس یاری و فداكاری و جانفشانی خدیجه در حق خود و دعوتش بعد از فوت او هر گاه یكی از دوستان مرحومه اش به ملاقات رسول الله می آمد بی درنگ عبای خود را از تن درآورده و برای او پهن می نمود تا بر روی آن بنشیند .

محمد از خدایش یاد گرفت و با عمل ثابت نمود كه زن یعنی آرامش ، مودت ، رحمت. در این جاست كه وقتی با كوله باری از غم و دردِ دعوت از بیرون بر می گشت خطاب به عایشه می فرمود «‌ كلِّمنی یا حمیرا » با من سخن بگوی ای سرخ روی زیبا عجب برخوردی ! كه هم خود آرام می گرفت و هم عائشه احساس می كرد كه او هم در سنگر دیگر داعیه و عابد و رسول و انسان ساز و مدرسه است .

    محمد صلى الله علیه وسلم مصداق عملی آیه « و عاشروهن بالمعروف »‌ بود كه خداوند با این بیان می فرماید با زنان باید به نیكی رفتار كنید. و محمد صلى الله علیه وسلم با تحدی اعلام می دارد من با زنانم از همه شما بهتر و خوبتر رفتار می كنم. شما هم چنین كنید در سیمای زیبای قرآنی محمد صلى الله علیه وسلم ، زن دارای حق انتخاب و آزادی است. این پیامبر رحمت است كه در مقام یك مصلح برای بازگرداندن جمیله بنت اوس آنجا كه قهر نموده و خانه اش را ترك كرده به خانه او می رود. و از او درخواست می كند كه به نزد شوهر و بچه ها برگردد از او می پرسد چرا از او ناراضی هستی؟ آیا نماز نمی خواند روزه نمی گیرد بدر فتار است و یا از تأمین معاش عاجز است ؟آن زن در كمال آزادی در حضور آخرین برگزیده ی خداوند جواب می دهد : ای رسول خدا او بسیار مهربان، نماز خوان، مؤمن و متقی و توانا بر تأمین معاش است، ولی باید عرض كنم من او را دوست ندارم و نمی خواهم با او زندگی كنم. پیامبر به او می گوید آیا حاضری آن باغی كه صداق و مهریه ات می باشد برگردانی؟ بیان می دارد بلی ای رسول خدا با كمال میل. محمد صلى الله علیه وسلم پرورش یافته قرآن خطاب به شوهرش می فرماید او را طلاق بده این است اختیار و آزادی زن در سیمای قرآنی محمد صلى الله علیه وسلم.

   زن در این سیما مقام و منزلت حقیقی و انسانی خود را باز یافت. مالك و صاحب دارایی خود گردید. از ارث برخوردار شد تا آنجا كه علاوه بر تأمین معاش و مسكن و لباس برای او از طرف مرد، حتی حق داشت كه جهت  شیر دادن و حضانت أجرت دریافت كند. در حالیكه قبل از محمد صلى الله علیه وسلم زن خودش بعد از فوت شوهر جزء ما ترك و ارث به حساب می آمد .كدام الگو و اسوه می تواند آن جایگاه واقعی و حقیقی به زن بدهد و از نظر علمی و معرفتی در مقام مفتی و مجتهدش قرار دهد كه نمونه بارز آن عایشه أم المؤمنین است. او به حقیقت دارای مقام فتوی و اجتهاد و محدثه است.زن با آن همه عاطفه و احساسات كه در نظام حكیمانه خداوند لازمه مادر بودن و انسان سازی است به آنجا می رسد كه در میدان جنگ خدمت رسان و پرستار و حتی به هنگام ضرورت جنگجو و مجاهده هم باشد. و آن اندازه صعود كند كه با از دست دادن چهار نفر از نزدیكان و اقاربش فریاد برآورد اگر پیامبر به سلامت است همه چیز آسان و قابل تحمل می باشد. بلی این است زن انسان ساز و معلم بشریت .

   زن در سیمای قرآنی محمد جمال است و كمال ، مودت و رحمت آرامش و مدرسه و دانشگاه و آماده كننده و زمینه ساز انسانهای به مانند محمد، كه به حقیقت دارای خلق عظیم است .

 اما زن در سیمای تحریف شده موجودی است آفریده شده از ماده پست،  طفیلی مرد ، انسان درجه دوم ، دروازه گناه و بدبخت كننده مرد وسوسه گر آدم و لغزاننده او ، و بوجود آورنده شر و فساد ، فتنه گر و حیله گری است كه با ناز و عشوه خود مرد راكه آفریده و برگزیده خداست از راه به در می برد . تنها زمانی باید او را انسان بحساب آورد كه با لباس عروس به خانه داماد آمده و در درون خانه كلفت مرد باشد و با كفن سفید از آنجا بیرون رود. او در آن سیمای ویران شده بر اساس حدیث موضوع و ساختگی موجود در مستدرك حاكم حق ندارد نوشتن را یاد بگیرد. و یا حدیث موضوع موجود در كتاب الزوائد نباید ابداً مرد را ببیند. ناقص العقل والدین است و این نقص، ذاتی و زائل نیست. چه تعبیر خطرناك و چه تفسیر ضد انسانی از زن ! آن هم در سیمای زیبای آخرین منجی و اسوه بشیریت. آیا واقعاً محمّد صلى الله علیه وسلم گفته است كه زن ناقص العقل و الدین است. پس چگونه است كه قرآن یك غیر مسلمان به نام بلقیس را به تمثیل كشیده و در توصیف و تعریف از او از كلمه ملك استفاده نموده ملك و پادشاه به كسی گفته می شود كه صاحب عقل و درایت ، مدیر و مدبر ، كاربه جا در اداره مملكت می باشد، تا آنجا كه آنچنان هوشیار و عاقل است بعد از رسیدن نامه سلیمان ِ پیامبر از عاقلانه ترین روش یعنی مشورت با وزراء استفاده می كند. آیا می شود او را بی عقل به حساب آورد؟ این در حالی است كه قرآن او را فقط در مقام انسانیش، نه یك زن مؤمنه توصیف می نماید. آیا می شود آسیه و مریم خدیجه و عایشه را ناقص العقل و الدین به حساب آورد پس داستان چیست ؟

  اگر بخواهیم حدیث را با تسامح و تساهل بسیار آن هم به صورت آحاد قبول كنیم باید بگوییم مهمترین و اساسی ترین پیام حدیث این است که زن در نظام خلقت به مانند مرد دارای عقل و شعور و تفكر است اما چون از طرف خالق حكیم، نقش و رسالت مادر بودن را بر عهده دارد، لازمه اش وجود عاطفه و احساسات بیشتر از مرد در اوست. و غلبه این عاطفه و احساسات در زن او را در جایگاه واقعی و حقیقی خود قرار داده. پیامبر هم خواسته است بیان كند كه زن با داشتن یك سلسله صفات و ویژگی ها و مرد با داشتن یكدسته صفات و ویژگیها، لازم و ملزوم و مكمل هم اند. عاطفه و مهرو محبت زن، سازنده مردانی است كه با داشتن آن از دوران كودكی و طفولیت در آغوش مادر ، انسان ِدلسوز و مهربان بارآمده اند. زنان نیز در زندگی و تعامل با شوهر از نیروی فكر و اندیشه قویتر آنان استفاده نموده و از غلبه شور و احساس بر شعور جلوگیری كرده اند. پس هر كدام از زن و مرد برای ایفای نقش واقعی فاقد یكدسته صفات و دارای یك سلسله امتیازاتند كه با در كنا هم قرار گرفتن كمال، معنای واقعی پیدا می كند .

نتیجتاً باید گفت كه رسول خدا زن را ناقص العقل و الدین به حساب نیاورده. لازم به ذكر است كه اگر زنان در طول ماه و سال از انجام بعضی از عبادات معافند این رخصت و آسانی است كه خدای آفریننده زن برای تسهیل در رشد و كمال او به جهت سختیهای دیگر تهیه و تعبیه نموده است . پس پیامبر خواسته است كه چهره واقعی و نقش او را در نظام هدفمند خلقت به تصویر بكشد.

یا آن حدیث جعلی كه می گوید : بهترین شما كسی است كه دویست سال بعد از من ازدواج نكند. گو اینكه می خواهد بگوید زن شر است به او نزدیك نشوید تا شما را از حركت باز ندارد در جواب باید گفت پس چرا پیامبر فرمود :

 النكاح سنتی

     ای آگاهان باید بر گردیم به فهم صحیح از چهره قرانی محمد صلى الله علیه وسلم، تا در دنیای جدید و سكولاریستی بریده از خدا و معنویت، بیش از این به خاطر رواج آن چهره تحریف شده، بر ما ایراد نگیرند و خود را مدافع حقوق و آزادیهای زن معرفی ننمایند . آن آزادی و حقوق زنی كه تنها تبدیل شدن او به كالای كم ارزش و وسیله ارضای غریزه جنسی را از او به تصویر می كشد. بیایید در سیمای حقیقی محمد صلى الله علیه وسلم، زن آنچنان كه خداوند او را معرفی می كند بشناسیم و آن عبارت است از انسانِ زنده و فعّال ، حاضر در صحنه های اجتماعی، متناسب با كرامت و نقش او ، انسان ساز و مدرسه ، مادر و مهر آفرین است. با مراجعه به قرآن و اسوه و الگو قرار دادن محمد زمینه بازگشت تمدن اسلامی را برای سعادت دنیا و اخرت انسان فراهم آوریم .

و آخــر دعوانا أن الحمــــد لله رب الـعالمیــــن

نویسنده: عبدالرحیم فرامرزی

ایمیل نویسنده: moslem_new@yahoo.com 

پاسخها و نظرات خودرا در مورد این مطلب به ایمیل نویسنده ارسال نمایید

مصادر:

1- قرآن مجید

2- تفسیر نور – مولف : دکتر مصطفی خرم دل

3- صحیح بخاری



نوشته شده توسط:محمد احمدی

ویرایش:پنجشنبه 4 فروردین 139009:47 ب.ظ

صادق
سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 10:29 ب.ظ
دستتون دردنكنه و خداقوت به شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو