تبلیغات
خانواده خوشبخت - عُقاب
خانواده خوشبخت
اساس زندگی خانوادگی را بر مهربانی و گذشت وصمیمیت و خدمت قرار دهید.

سلام بازدید كنندگان عزیز از اینكه به وبلاگ من سرزدید بسیار خوشحالم امیدوارم با مطالعه مطالب این وبلاگ اوقات خوبی داشته باشید .

مدیر وبلاگ : محمد احمدی

عُقاب

دوشنبه 8 فروردین 1390  ساعت: 03:00 ب.ظ

نوع مطلب :داستان های آموزنده ،

نظرات() 

عُقاب

 مردی تخم عقابی پیدا کرد و آن را در لانه ی مرغی گذاشت.

عقاب با بقیه ی جوجه ها از تخم بیرون آمد و با آنها بزرگ شد.

 در تمام زندگیش، او همان کارهایی را انجام داد که مرغها

می کردند؛ برای پیدا کردن کرمها و حشرات، زمین را می کند

و قدقد می کرد و گاهی هم با دست و پا زدن بسیار، کمی

 در هوا پرواز می کرد.

 سالها گذشت و عقاب پیر شد .

روزی پرنده ی با عظمتی را بالای سرش بر فراز آسمان

 ابری دید. او با شکوه تمام، با یک حرکت ناچیز بالهای

طلاییش، بر خلاف جریان شدید باد پرواز می کرد.

عقاب پیر، بهت زده نگاهش کرد و پرسید: «این کیست؟» 

همسایه اش پاسخ داد: «این عقاب است ـ سلطان پرندگان.

او متعلق به آسمان است و ما زمینی هستیم.»

عقاب مثل مرغ زندگی کرد و مثل مرغ مرد.

زیرا فکر می کرد مرغ است.



نوشته شده توسط:محمد احمدی

ویرایش:دوشنبه 8 فروردین 139012:47 ب.ظ

BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:11 ب.ظ
That is a great tip especially to those fresh to the
blogosphere. Simple but very accurate information… Many thanks for sharing
this one. A must read post!
BHW
یکشنبه 13 فروردین 1396 08:28 ب.ظ
Hey! Do you know if they make any plugins to protect
against hackers? I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on. Any recommendations?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو