تبلیغات
خانواده خوشبخت - تربیت كامل كودك
خانواده خوشبخت
اساس زندگی خانوادگی را بر مهربانی و گذشت وصمیمیت و خدمت قرار دهید.

سلام بازدید كنندگان عزیز از اینكه به وبلاگ من سرزدید بسیار خوشحالم امیدوارم با مطالعه مطالب این وبلاگ اوقات خوبی داشته باشید .

مدیر وبلاگ : محمد احمدی

تربیت كامل كودك

دوشنبه 8 فروردین 1390  ساعت: 11:30 ق.ظ

نظرات() 

تربیت كامل كودك صفورا

تربیت كامل كودك چیست ؟

تربیت كامل یعنی تربیت با برنامه . انجام این كار بر : كنش نه واكنش ، دانش نه شانس ، فكر كردن نه عصبانیت ، عقل سلیم نه بی منطقی ، استوار است . درست همانطور كه ‹‹ ازدواج كامل ›› به این معنا نیست كه همسران انسان هایی كامل هستند ، منظور از تربیت كامل نیز این نیست كه پدر  یا مادر می توانند حتی با تلاش زیاد ، كامل باشند . تربیت كامل روندی است كه طی ان والدین با تمام نقاط قوت و ضعف خود به عنوان یك انسان ، نهایت تلاش خود را در تربیت فرزندانی توانا ، مسئول و شاد به كار می گیرند .

پرورش فرزند كار پیچیده ای است كه ما باید در این امر همواره از ایده های جدید بهره بگیریم . ما سعی می كنیم در این بخش راه حل هائی كاربردی و منطقی و ساده به شما ارائه بدهیم كه برخورد شما با كودكتان را راحت تر بكند . در مورد هر مشكل یا مسئله ای كه در زندگی جاری خود با آن روبرو می شوید ، می توانید نظراتی را در آن پیدا كنید . كودكان ، متفاوتند و والدین نیز با یكدیگر فرق دارند و به همین دلیل ، هیچ راه حلی و-ومد ندارد كه برای همه به طور یكسان مفید باشد . شما می توانید راه حل ها را به گونه ای تغییر بدهید كه بهترین تناسب را با شرایط و وضعیت خانواده ی شما داشته باشد . از امتحان كردن بیش از یك راه حل نترسید و  تا انجا پیش بروید كه بهترین پاسخ را برای پرسش خود بیابید .

 

راهنمای كامل تربیت كودك

 صفورا

1-   مراقب باشید

اگر فرزندتان دقیقا متوجه نمی شود كه كه شما رئیس هستید ، حتی كوچكترین مسائل نیز میتواند
سردردهایی مزمن برای شما ایجاد كند .اولین پاسخ شما به این حالت شاید این باشد كه :( اما فرزندان من میدانند چه كسی در خانه ما رئیس است ) شما شاید اینطور فكر كنید ، ولی اكثر والدین
به طرق مختلفی پیامهای جداگانه و گیج كننده به فرزندانشان می دهند كه شما میتوانید تغیراتی
در آن ایجاد كنید .

اولین گام برای مسئول بودن این است كه به خودتان اجازه بدهید مراقب باشید و كم كم از فرزندانتان
انتظار داشته باشید تا از شما اطاعت كنند .

با این اساس محكم ، ارتباطی توام با عشق و اعتماد با بچه هایتان برقرار می كنید و حتی مهمتر از این ، می توانید فرزاندتان در آینده به بزرگسالانی دارای ازرزرشها ، درایت و مهارتهای زندگی تبدیل كنید. تنها پدر یا مادر یا والدینی قوی و حامی میتوانند این كار را انجام بدهند .

2- بگویید ، نپرسید
یكی از اشتباهات رایج والدین این است كه به جای گفتن،  می پرسند روش بیان كلمات شما ، به
فرزندانتان می فهماند كه درخواست شما انتخابی است یا اجباری . پس ، از هم اكنون تمامی عبارات
و جملات سست و بی اراده از حرفهایتان حذف كنید .و وقتی از فرزندتان می خواهید كاری را انجام دهد (یا ندهد ) از جمله ای واضح و مشخص استفاده كنید كه جای هیچگونه ابهامی را برای وی باقی نگذارد .
به اختلاف این دو نوع در خواست نگاهی بیندازید :
انتخابی                                                 اخباری

 بچه ها فكر نمی كنید وقت                           ساعت هشت است . وقت خاموش كردن تلویزیون
   آماده شدن برای خواب است ؟                      و پوشیدن لباس خواب است .

3-  وقتی چیزی می گویید ، منظورتان فقط همان با شد نه چیز دیگری
 بعضی والدین عادت دارندكه درخواستی را بارها و بارها تكرار كنند ، آن هم قبل از اینكه كه ببینند كودك مطابق درخواتشان عمل میكند یا خیر . آیا چنین كسانی را می شناسید ؟
بچه ها راداری دارند كه كه به آنها می گوید درخواست والدین در چه موقی برای والدین واقا مهم است ودر چه موقی این طور نیست .برخی والدین ، تنها پس از اینكه به در خواست شان بارها      بی توجهی میشود ع واقا پیگیر بر آورده شدن خواسته خود می شوند . آنها معمولا با صورتی
برافروخته ، بدنی منقبض ، تاكید بر اسم كودك از لای دندانهای به هم قفل شده و كو بیدن مشتی
محكم بر روی زمین ، می گویند( این مسئله برای من مهم است مرد كوچك )
به خودتان قول بدهید آنچه را می گویید همان بار اول برایتان مهم باشد . به بیان دیگر ، پس از اینكه آشكارا و روشن چیزی را از فرزندتان خواستید ، عمل كنید مثلا وقتی از فرزندتان را كه در حیاط منزل است صدا كردید و او فورا جواب نداد به حیاط بروید ، دستش را بگیرید و بگویید : وقتی صدایت می زنم
توقع دارم فورا بیایی .
زیبایی این روش آن است كه شما مجبور می شوید یكی _ دو بار خودتان را برای فرزندتان "ثابت كنید"
تا آنرا درك كند . برای والدینی كه فرزندان بزرگتری دارند كه یاد گرفته اند متوانند چند بار بدون پاسخ
دادن به خواست والدین خود  بی توجهی كنند ، فرایند " ثابت كردن " واینكه بفهمند والدینشان واقعا
تغییر كرده اند به زمان طولانی تر نیاز دارد .در كار خود ثابت قدم باشید زیرا واقا ارزش آن را دارد .‌
4- مختصر و مفید بگویید
بین اكثر والدین نوعی بیماری رایج است كه به آن ور وره سخنرانی میگویند. بارزترین نشانه این
بیماری ، جملاتی است كه مداوم به صورت تك گویی وتكرار گفته می شود . مثلا شما با درخواستی مؤدبانه فرزندانتان را به اتاقی می فرستید تا بخوابند . نیم ساعت بعد ، متوجه میشوید كه آنها جنگ بالش راه انداخته اند . در چنین شرایطی ، پدر یا مادر مبتلا مرض

  ور وره سخنرانی میگویند ( من سی دقیقه پیش شما را به اتاقتون فرستادم تا بخوابین ،
  اما حتی برای خواب هم اماده نشده اید . الان ساعت از هشت گذشته و فردا به مدرسه برویید
چرا باید هر شب چنین برنامه ای داشته باشید ؟ نمی توانید یك بار بدون اینكه مرا عصبانی كنید
به رختخواب برو ید ؟ چرا این اتاق دوباره به هم ریخته است ؟ چرا هیچ وقت نمی توانید........؟)

برای این بیماری ، درمانی وجود دارد . سعی كنید كمتر حرف بزنید ، اما بیشتر  بگویید به بیانی
دیگر ، در صحبتهایتان دقیقا به اصل مسئله اشاره كنید و تا حد امكان كلمات كمتری به كار ببرید
حتی هنگامی كه بچه ها به اولین درخواست مؤدبانه شما بی توجهی كردند ، می توانید سخنرانی وحشتناك خود را به به چنین چیزی تبدیل كنید ( بچه ها ، ساعت هشت ونیم است  .لباس خواب همین حالا ) این جمله واضح و كوتاه است و به راحتی درك میشود . این تكنیك از دو جهت سودمند است : 1- بچه هایتان با شنیدن جمله های كوتاه و مفید بیشتر از زمانی كه مجبور به تحمل سخنرانی هستند ، همكاری می كنند . 2- برای شما جزاب تر و راحت تر است كه این گونه عمل كنید .

5-در برابر نق زدن ، ناله كردن و سرسختی تسلیم نشوید

بسیاری از والدین ، در برخوردهای خود روش مناسبی در پش میگیرند ، اما توسط فرزندكاملا مقاوم خود ، از میر خارج میشود  . به نظر میرسد وقتی بچه ها انرژی كودكی را با توانایی خارق العادهای تركیب میكنند تا به نقطه ضعف والدین خود ضربه بزنند، نتیجه فاجعه آمیز می شود .

اوقات زیادی فرا میرسد كه تصمیمات شما مورد علاقه فرزندانتان نیست . وقتی او نق میزند ، ناله می كند و یا در برابر شما دست به مقاومت می زند یقین كنید كه تصمیم درستی گرفته اید . در این وضعیت ، باید از فرزندتان دور شوید و به او یاد بدهید كه با مقاومت او ، عقب شینی نخواهید كرد .

هدف اصلی شما به عنوان پدر و مادر این نیست به فرزندتان شادی كوتاه مدتی ببخشید ، بلكه باید انسانهایی توانا و مسئول پرورش بدهید . هنگامی كه فرزندانتان از تصمیمات شما ناراحت  مشوند
، معمولا تصمیم درستی گرفته اید . ما انسانها دانش واطلاعات زیادی داریم كه بیش از هر نسل دیگری در تاریخ است . از این دانش و اطلاعات بهره بگیرید ، بخوانید ، فكر كنید وبا اعتماد به نفس عمل كنید .

6-امكان انتخاب بدهید و سوال بپرسید
یكی از اهداف اصلی تمام فرندان این است كه مستقل شوند . پدر یا مادر عاقل بجای جنگیدن با این نمیاز و روند طبیعی ، از آن به نفع خود استفاده می كنند .

بیایید به رایج ترین مشكل خانواده ها ، یعنی اتاق به هم ریخته بچه ها ، نگاهی بیندازیم .والدین
توقع بی جایی دارند كه اتاق كودكشان مرتب و تمیز باشد ، اما این اشتباه است كه از كودك بخواهند اتاقش را مطابق برنامه زمانی والدین و دقیقا آن طور كه آنها می خواهند ، تمیز كند .
كودك در پاسخ به چنین در خواستی ، با عصبانیت جواب می دهد و این خود جرقه ای برای بالا گرفتن شعله خشم بزرگسالانه والدین است . به این ترتیب ، خشم و عصبانیت زیادی به وجود
می آید ، اما اتاق نامرتب باقی می ماند .

راه بهتر این است كه از مهارتهای تصمیم گیری فرزندمان و علائق او به بهترین نحو بهره بگیریم تا
در خدمت نظم اتاق خودش و زندگی خودش باشد پدر یا مادر می تواند چندین انتخاب درست را به
فرزند پیشنهاد دهد ، مثلا : (.... دوست داری اتاقت را امروز بعد از مدرسه تمیز كنی یا فردا بعد از فوتبال ؟ ) ،انتخاب دوم میتواند این باشد:(اول دوست داری چه كاری بكنی ؟ لباس خوابت را عوض كنی یا اتاقت را جارو برقی بكشی  ؟)

راه دیگر حل این مشكل پرسیدن سوالاتی مفید و هدایت او به گونه ای است كه خودش راه حل های مناسب را پیدا كند .مثلا ، میتوانید بپرسید : ( میبینیم كه تكالیف مدرسه ات در اتاق پخش شده . فكر میكنی اگر " محل تكالیف " درست كنی ، كارهایت بهتر پیش میروند ؟ من میتوانم برای
حل این مشكل به تو كمك كنم ؟)

مثال دیگر این است كه با حوصل با فرزندتان در مورد مسئله موجود صحبت كرده و نظر او را بپریسید
( می دانم كه اتاق به هم ریخته ، تو را ناراحت نمی كند اما برایم سخت است كه ملافه هایت را
یا لباسهایت ر ا مرتب كنم . میتوانی كمك كنی چند تا راه حل برای این مسئله پیدا كنیم ؟)

همه این تكنیكها ، راههایی گوناگون پیش پای والدین میگذارد تا فرزندشان را تشویق به دخالت در
حل مشكل كنند .

7-از قوانین و برنامه های منظم استفاده كنید

كارهای خانه ، تكالیف ، ساعت خواب، بیرون رفتن از خانه هنگام صبح ، همه اینها زندگی را تشكیل میدهد  . اگر قوانین و برنامه كاملا مشخص و منظمی داشته باشید ، این كارها جریان منظم خود را پیدا میكنند در غیر این صورت هرج و مرج به وجود می آید تعیین صبورانه قوانیین و برنامه های لازم برای مسائل مهم خانواده ، كاری ارزشمند است .

اولین قسمت این راه حل ، به چیزی بیش از دو _ سه دقیقه فكر كردن نیاز دارد . باید بنشینید و با حوصله تمام فعایتهای روزانه خود را برسی كنید . لازم است در مورد آنچه كه در خانواده تان ارجحیت دارد و جزء مهمترین مسائل تلقی می شود ، تصمیماتی بگیرید . پس از انجام این كار جدولی تهیه نمایید كه تمام مراحل هر وظیفه مهم ، مانند برنامه های صبح ، برنامه های منظم پس از مدرسه
ویا برنامه های هنگام خواب را مشخص كند .تقویمی زرگ برای خانواده بخرید و آن را در جای مناسب بچسپانید تا همه فعالیتها و تعهدات خانواده را نشان دهد ( این كار به بزرگتر ها نیز به اندازه
كودكان كمك میكند تا برنامه ریزی داشته باشند )

در دومین قسمت از این راه حل ، توقعات خود را از كودكتان ارزیابی كنید . فهرستی از قوانین تهیه كنید این قوانین ،باید شامل رفتارهایی قابل قبول باشند و دو نكته باید كاملا  در آن مشخص شده باشد : چه چیزی مجاز نیست و رفتار مورد نظر شما چیست . به بیان دیگر نوشتن (دعوا نكنید )  

 به عنوان قانونی خانوادگی ، تنها قسمت اول برنامه است . عبارت اول ( باهم مهربان باشید و با احترام برخورد كنید ) مفهوم مهمی را مشخص می كند .

وقتی همه میدانند كه چه توقعی از آنها دارید ، هم خودتان بسیار از گذشته غر می زنید وهم بچه ها بسیار بیشتر از قبل با شما همكاری می كنند .

8- پایه های عشق ، اعتماد و احترام را استوار كنید .

تصور كندی برای صرف  شام به خانه دوستی دعوت شده اید . دوستتان به استقبال شما آمده و خوشامد می گوید . شما وارد خانه او میشوید ، اما ناگهان میزبان فریاد میزند ( تو چرا این طور هستی ؟ كفشهایت كاملا گلی هستند . فرشهایم را كثیف كردی ) شما بی گمان خجالت         می كشید و مگویید (متاسفم)و فورا كفشهایتان را در می آورید ، اما متوجه سوراخی در جورابتان  می شوید دوستتان هم آن را می بیند و با صدای بلند میگوید (فكر نمی كنی باید با لباس          مناسب تری می آمدی ؟ تو درست مثل شلخته ها هستی ) پشت میز شام كه می نشیند ، میزبان آرنج شما را از روی میز كنار میكشد وزیر لب زمزمه ای میكند.صحبتهای سر میز شام، بیشتر درباره مهمانی است كه شب قبل به خانه دوست شما آمده بود.او رفتارهای (دوست داتشتنی) داشت وجورابهایش سوراخ نبود. این داستان ادامه پیدا می كند و گاهگاهی نیز دوستان در موردآداب غذا خوردن ، تذركاتی به شمامی دهد . وقتی شام تمام می شود، شما در حال بلند شدن        می شنوید كه دوستتان میگوید: (خیلی خوب می شد اگركسی به من كمك می كردتامیز را تمیز كنم.) 

مطمئم  منظور مرا فهمیده اید.بله،بسیاری از والدین به گونه ای با فرزنداشان برخورد میكنند كه هرگز با دوستانشان چنین برخوردی را ندارند.والدین، در تلاش برای پرورشفرزندانی محترم،آن قدر بر هدف نهاییخود متمركز می شوند كه از یاد می برندپیامی كه به فرزندان خود می دهندع پیامی رضایت بخش نیست.

نگاهی دقیق به برخوردهای متقابل خودبا فرزندانتان بیاندازید. اطمینان حاصل كنید كه پیام اصلی شما به آنها این است:( من دوستت دارم، به تو اعتماد دارم وبه تو احترام می گذارم ). بچه هایی كه باور دارند بزرگ ترهای اصلی شان آنهارادوست دارند،به آنهااعتماد دارند،واحترام می گذارند،بامسایل زندگیشان به روشهای بسیارمناسب تری برخورد می كنند.

شما این پیام را از چه طریقی به فرزندانتان میدهید؟ نخست،آنچه راكه آنها بیش از همه از شما می خواهند ، به آنها بدهید،وقتتان را.اینكه هرروز كمنی از وقت خودرابه آنها اختصصاص دهید،بسیار تـأثیر گذار تر از آن است كه ماهی یك بارتجربه ‌‌‌« كیفی » باآنهاداشته باشید.دوم گوش خودرا به آنها بسپارید.نصیحت وحل كردن مشكلات به اندازه گوش كردن ساده به حرفهایش اهمیت ندارد.سوم،هرروز فرزندان خودراتحسین وتشویق كنید.به دنبال یافتن دلایلی باشید ( بزرگ یا كوچك)
تا به فرزندانتان پاسخ و واكنش مثبت نشان دهید . چهارم ، به آنها بگویید كه دوستشان دارید .با استفاده از كلمات و رفتارتان مهمترین پیام را بدهید :(دوستت دارم ، به تو اعتماد دارم وبه تو احترام می گذارم )

9- اول اندیشه ، سپس عمل   .

  زمانی كه ابتدا  كاری را انجام داده و بعد در باره اش فكر میكنید  ، بد ترین لحظات تربیتی را ایجاد كرده اید . این اوقات هنگامی است كه آرامش خود را از دست میدهید ، همان لحظاتی وحشتناكی كه فریاد  می زنید و تهدید می كنید و یا می زنید .این لحظات برای والدینی كه از آمادگی لازم برای
شغل تربیت برخوردار نیستند بارها و بارها اتفاق می افتد .

هیچ یك از ما بطور مادر زادی نمی دانیم چگونه می توانیم پدر یا مادر باشیم . ما می توانیم كودكانمان را با تمام دل و جانمان دوست داشته باشیم . اما هیچ یك با ژنی كه دانش فطری برخورد مناسب با فرزندی كه رفتار بدی كرده است را به  ما بدهد ، به دنیا نیامده ایم . حتی به طور نا خود آگاه نمیدانیم چگونه مشكلات روز مره فرزندانمان را حل كنیم .

ما روند تربیت كامل را به طور اتفاقی یاد نمی گیریم . این كار مستلزم تحقیق ، تفكر و برنامه ریزی برای تصمیم گیری در مورد بهترین راه حل هر مشكلی است .

فكر نمی كنم هیچ آشپزی _ هر قدر كه مهارت داشته باشد _ بتواند وارد آشپزخانه من شود و بدون  راهنمایی ، دستور پخت ویا در اختیار داشتن وسایل لازم ، غذاهایی متنوع و درسری عالی تهیه كند .اگر به او كتاب آشپزی مرا بدهند و مسیر خوار و بار فروشی محل را نیز نشان بدهند ،
امكان بیشتری وجود دارد كه غذایی خوشمزه تهیه كند .شما نیز گاه كه به مشكل تربیتی بر      می خورید ، اگر به ایده ها و راه حلهای مختلف دسترسی داشته باشید ، پدر یا مادری موفق تر خواهید بود .

---------------------------------------

منبع : راهنمای كامل تربیت كودك

مؤلف : الیزابت پنتلی

مترجم : اكرم قیطاسی

انتشارات : صابرین



نوشته شده توسط:محمد احمدی

ویرایش:دوشنبه 8 فروردین 139011:23 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

نظرسنجی

  • مطالب وبلاگ را چگونه ارزیابی می کنید؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو